زبان‌های ایرانی میانه –2
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٧   کلمات کلیدی:

+ نوشته‌ی: دکتر احسان یارشاطر

«فارسی میانه»: از این زبان که صورت میانه‌ی فارسی باستان و فارسی کنونی است و زبان رسمی ایران در دوره‌ی ساسانی بوده، آثاری مختلف به جا مانده است که آن‌ها را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد: 1- کتیبه‌های دوره‌ی ساسانی که به خطی مقتبس از خط آرامی، ولی جدا از خط پارتی نوشته شده. 2- کتاب‌های پهلوی که بیش‌تر آن‌ها آثار زرتشتی است و خط این آثار دنباله‌ی خط کتیبه‌های پهلوی و صورت تحریری آن است. 3- عباراتی که بر سکه و مهر و نگین و ظروف و جز آن به جا مانده است. 4- آثار مانوی که به خط مانوی نوشته شده و همه از کشفیات اخیر آسیای مرکزی است. هم‌چنین باید کتیبه‌های منقوشی را که در کنیسه‌ی Dura یافت شده، و نیز مخطوطات پهلوی را که به خط تحریری شکسته بر روی پاپیروس به دست افتاده، در شمار آورد.
در همه‌ی این آثار به جز آثار مانوی، هزوارش آرامی به کار رفته است. خط کتیبه‌ها و خط کتاب‌ها و هم‌چنین خط سکه‌ها و مهرها و نگین‌ها خطوط تاریخی است، یعنی حاکی از تلفظ قدیم‌تر زبان است، ولی خط مانوی تلفظ معمول زمان را منعکس می‌سازد.
آثار موجود زبان پهلوی مفصل‌ترین جزء ادبیات پیش از اسلام است و از این میان سهم عمده، خاص آثار زرتشتی است. بیش‌تر نزدیک به تمام آثار پهلوی کتابی، آثار زرتشتی است که غالباً در حدود قرن سوم هجری تدوین شده، هر چند اصل بعضی از آن‌ها به دوره‌ی ساسانی می‌رسد.
مهم‌ترین کتیبه‌ی زبان پهلوی، کتیبه‌ی شاپور اول [70-239 م.] در کعبه‌ی زرتشت (نقش رستم) است. از کتیبه‌های دیگر می‌توان کتیبه‌ی «کرتیر» موبد ساسانی را در نقش رجب و کعبه‌ی زرتشت، و کتیبه‌ی «نرسی» را در پایکولی نام برد.
از آثار پهلوی کتابی که خاص ادبیات زرتشتی است، «دین‌کرد» و «بن‌دهش» و «دادستان دینیک» و «مادیکان هزار دادستان» و «ارداویراف نامه» [ارداویراز نامه] و «مینوگ خرد» و «نامه‌های منوچهر» و «پندنامه‌ی آذرباد ماراسپندان» و هم‌چنین تفسیر پهلوی بعضی اجزای اوستا را باید نام برد. از آثاری که جنبه‌ی دینی بر آن‌ها غالب نیست، «یادگار زریران» و «کارنامه‌ی اردشیر بابکان» و «خسرو کواتان و ریذک» و «مادیگان شترنگ» در خور ذکر است.
زبان فارسی کنونی دنباله‌ی زبان پهلوی است. اما عده‌ی زیادی لغت پارتی از زمان تسلط اشکانیان در فارسی میانه (پهلوی) و در نتیجه فارسی کنونی راه یافته. از این قبیل است کلمات فرشته، جاوید، اندام، افراشتن، خاستن، و مرغ که در فارسی میانه (از آثار تورفان) به ترتیب frestag، jayed، hanam، awrast، xist، و murv است. هم‌چنین "پور" (در پهلوی: pus = پسر) و مهر و چهر و شاهپور و فرزانه و پهلوان را باید طبق قواعد زبان‌شناسی از کلمات پارتی محسوب داشت.
«زبان سغدی»: این زبان در کشور سغد که سمرقند و بخارا از مراکز آن بودند رایج بوده است. یک زمان سغدی زبان بین‌المللی آسیای مرکزی به شمار می‌رفت و تا چین نیز نفوذ یافت. آثار سغدی همه از اکتشافات اخیر آسیای مرکزی و چین است.
آثار سغدی را می‌توان از چهار نوع شمرد: آثار بودایی، آثار مانوی، آثار مسیحی، آثار غیر دینی. از این میان آثار بودایی مفصل‌تر است.
خط سغدی خطی است مقتبس از خط آرامی و در آن هزوارش به کار می‌رود، اما عده‌ی این هزوارش‌ها اندک است. همه‌ی آثار بودایی و هم‌چنین آثار غیر دینی و کتیبه‌ی قربلگسون در مغولستان (به خط چینی و اویغوری و سغدی، متعلق به قرن سوم هجری) هم به این خط است. آثار مسیحی به خط سریانی و آثار مانوی به خط خاص مانوی نوشته شده.
میان آثار بودایی و مسیحی و مانوی مختصر تفاوتی از حیث زبان دیده می شود که نتیجه‌ی تفاوت لهجه و تفاوت زمانی این آثار است. آثار سغدی مسیحی ظاهراً تلفظ تازه‌تری را نشان می‌دهد. خط اصلی سغدی که آثار بودایی به آن نوشته شده، مانند خط پهلوی، خط تاریخی است و حاکی از تلفظ قدیم‌تری است.
زبان سغدی در برابر نفوذ زبان فارسی و ترکی به تدریج از میان رفت. ظاهراً این زبان تا قرن ششم هجری نیز باقی بوده است. امروزه تنها اثر زنده‌ای که از زبان سغدی به جا مانده، لهجه‌ی مردم «یغنوب» [Yaghnob] است که در یکی از دره‌های رود زرفشان بدان سخن می‌گویند و بازمانده‌ی یکی از لهجات سغدی است. *

* لغت‌نامه‌ی دهخدا، مقدمه، 1337، ص 18-16