ارمنستان در عصر هخامنشی
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸   کلمات کلیدی:

ارمنیان احتمالاً از «فریگیه» (Phrygia) برخاسته‌اند (Herodotus 3.19; Stephanus of Byzantium, Ethnika, s.v. Armenia). در نیمه‌ی نخست سده‌ی ششم پ.م.، هنگامی که مادها ایشان را زیر فرمان خویش درآوردند، این مردمان، به سرزمین ارمنستان - که نام‌اش را بدانان بخشیده بود - به تازگی وارد شده بودند. فتوح کورش بزرگ، ارمنیان را فرمان‌بُردار پارسیان ساخت. اینان در زمان دست‌یابی داریوش یکم به قدرت، جداسری در پیش گرفتند، اما با دو بار لشکرکشی، نخست به فرمان‌دهی «دادارشی» (Dadarshi)، که خود یک ارمنی بود، و بار دوم به سرداری «وهومیسه» (Vohumisa)‌ی پارسی، به شورش آنان پایان داده شد (DB 2.37-63). در همان زمان نیز در بابل، فردی ارمنی به نام «ارخه» (Arkha) پسر «هلدیته» (Haldita)، خود را پسر «نبونید» (Nabonid؛ واپسین شاه بابل) جا زد و شورش جدیدی را در آن جا برانگیخت (DB 3.78f.). در پیوند با گزارش‌های چنین رویدادهایی در سنگ‌نوشته‌ی داریوش در بیستون است که نام‌های «Armina» (= ارمنستان) و «Arminiya» (= ارمنی) برای نخستین بار آشکار و بیان می‌شود و نویسندگان یونانی نیز همین عنوان‌ها را به کار می‌برند. این منابع، از نام‌های «هی» (Hay؛ جمع: Hayk) که ارمنیان به خودشان و کشورشان اطلاق کرده و هنوز می‌کنند، سخنی به میان نیاورده‌اند.
ارمنستان (پارسی باستان: Armina) در روزگار داریوش و خشایارشا، حدود و مرزهای بسیار باریک‌تری نسبت به ارمنستان (Armenia) آینده‌ی زیر فرمان دودمان بومی آرتگسی‌ها (Artaxiads) و اشکانیان داشت. ارمنیان با اهالی Paktyike و دیگر مردم شمال غربی امپراتوری، سیزهمین «شهربانی» (= satrapy، ایالت) را تشکیل می‌دادند که خراج آن، چهارصد تالان تعیین شده بود (Herodotus 3.93). ارمنیان با حس مشترک نزدیک و استواری که داشته‌اند، ناگزیر در مناطق مابین کاپادوکیه، دجله، فرات و دریاچه‌ی وان زندگی می‌کرده‌اند. آنان به روشنی، از Alarodiها (= اورارتویی‌ها)یی که ایالت آینده‌ی Ayrarat (= اورارتو) را در جوار ارس فروگرفته بودند و با Saspirها (بیش‌تر در شمال شرقی) و Matieniها (بیش‌تر در جنوب شرقی) شهربانی هجدهم امپراتوری را تشکیل می‌دادند، متفاوت و مشخص‌اند (Herodotus 3.94, cf. 7.79). با توجه به این که نسخه‌ی بابلی سنگ‌نوشته‌ی بیستون، نام Urashtu (= اورارتو) را به عنوان ترجمه‌ی واژه‌های Armina و Arminiya ی متن پارسی باستان ارائه نموده، این نکته آشکار می‌گردد که آگاهی‌ها و تصور موجود از ارمنستان، پیش از این‌ها با یادمان‌ها‌ و خاطرات مربوط به اورارتوها خلط و آمیخته شده بود.
احتمالاً در مدت شهریاری داریوش بزرگ، زبان آرامی به عنوان زبان شاهنشاهی اداری به ارمنستان راه یافته بود، و استفاده از آن در نگارش اسناد اداری برای صدها سال تداوم داشت. چنان که گزنفون گواهی داده است، آگاهی از زبان پارسی نیز در میان ارمنیان، رو به گسترش نهاده بود.
در تصویر «صفوف خراج‌آورندگان» کنده‌کاری شده بر دیواره‌های آپادانا در تخت جمشید، ارمنیان در حال بردن یک اسب و گلدانی از فلزی گران‌بها هستند. لباس ویژه‌ی آنان، به جامه‌ی مادی نخستین هیأت نمایندگی شباهت و همسانی دارد. در سپاه خشایارشا، ارمنیان با فریگیه‌ای‌ها همردیف بودند و لباس همانندی بر تن داشتند (Herodotus 7.73). جاده‌ی سلطنتی، با طولی برابر 46 فرسنگ و با 15 ایستگاه پستی، از میان ارمنستان می‌گذشت (Herodotus 5.52)، و جاده‌ی دیگری نیز شمال شرقی ارمنستان را به جنوب غربی آن متصل می‌کرد، که گزنفون در 401 پ.م. در رأس سربازان یونانی، آن را فروگرفته بود. وی به تقسیم این ایالت به ارمنستان شرقی و ارمنستان غربی و جدایی آن دو به واسطه‌ی رود Teleboas (Kara-su بعدی) اشاره می‌کند (Anabasia 4.4.3)؛ بخش شرق ارمنستان زیر فرمان Orontas (پارسی: Arvand، ارمنی: Ervand)، داماد اردشیر یکم بود که بسیاری از نویسندگان وی را نیای دودمان Oronti ی ارمنستان دانسته‌اند (ibid., 2.4.8f. & 5.40; 3.4.13 & 5.17; 4.3.4). بر بخش غربی ارمنستان، Tiribazes فرمان می‌راند که شخص مورد توجه و عنایت شاه بزرگ پارسی بود (ibid., 4.4.4). گزنفون مشاهداتی را نیز درباره‌ی اهالی ارمنستان - عمدتاً ارمنستان غربی - برجای نهاده است. روستاهای این منطقه را، اشرافی محلی به نام Comarchoi که واسطه‌ای میان مردم و اولیای امور هخامنشی بودند، اداره می‌کردند. هر چند شیوه‌ی زندگی اینان سخت و دشوار بود، اما بخش‌هایی از حومه‌ی شهر، آثاری از رفاه و پیش‌رفت را نشان می‌داد. در این سرزمین، پرورش اسب، معروف و معمول بود و خراج‌های سالیانه به پادشاه بزرگ پارسی نیز به صورت کره اسب‌هایی پرداخت می‌گردید (ibid., 5.34 & 4.5.24). برپایه‌ی داده‌ها استرابو (11.4.9)، شهربان ارمنستان هر سال، بیست هزار کره اسب را به شاه بزرگ تحویل می‌داد.
نکته‌ی قابل توجه آن که، در این گزارش‌ها اشاره‌ای به زندگی شهری در این ناحیه نشده است. واقعیت بااهمیت دیگری که گزنفون بدان اشاره کرده، این است که در روستاهای دوردست ارمنستان غربی، زبان پارسی دریافته و بدان سخن گفته می‌شد (Anabasia 4.5.10 & 5.34). جالب آن که داریوش سوم، تا چند سال پیش از آغاز شهریاری‌اش در 336 پ.م.، بر ارمنستان فرمان می‌راند و این مقام را نیز به پاداش پیروزی‌اش بر کادوسیان دریافت داشته بود (Justin, 4.3.4).
گفته شده است که در نبرد ایسوس (Issus) در 333 پ.م.، بُنیچه‌ی ارمنیان به چهل هزار پیاده-سپاه و هفت هزار سواره-سپاه بالغ می‌گردید (Quintus Curtius 3.2.6؛ در این ارقام احتمالاً اغراق شده است). در نبرد Gaugamela (Arbela)، سواره-سپاه ارمنی، همراه با کاپادوکیه‌‌ای‌ها، در جناح راست زیر فرمان «مهرداد» و Orontes قرار داشتند (Arrian, Anabasis 3.8.5 & 11.7; Quintus Curtius 4.12). این فرماندهان ظاهراً شهربانان دو ارمنستان بودند. البته دلیلی در دست نیست که این Orontes با دارنده‌ی پیشین این نام [در زمان گزنفون] نسبت خانوادگی داشته است، اما وی پس از سقوط پادشاهی هخامنشی زنده بود، و احتمال دارد که او نخستین فرد از دودمان اورونتی‌ها (Orontids)، شهربانان موروثی ارمنستان، بوده باشد (1).

(1) M. L. Chaumont, "Armenia & Iran II. The pre-Islamic period": Encyclopaedia Iranica, vol. 2, 1987, p. 418