نظام شهروندی در عصر هخامنشی
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸   کلمات کلیدی:

همه‌ی اهالی آزاد شاهنشاهی هخامنشی، فرمان‌برداران پادشاه پارسی به شمار می‌آمدند. با این حال، در برخی از بخش‌های امپراتوری، گونه‌های کاملاً متفاوت سازمان‌های سیاسی (مانند: مونارشی، الیگارشی، آریستوکراسی، دموکراسی، و تئوکراسی) غالب و متداول بود و، فرمان‌روایانی محلی که در امور داخلی خود مستقل بودند. به ویژه در شهرهای سنتاً خودگردان بابلی، اهالی آزاد آن که مالک زمینی در نزدیک حومه‌ی شهر بودند، قانوناً شهروندانی برابر و همپایه تلقی می‌شدند که دارای حق عضویت در مجالس و مجامع مردمی برخوردار از حق داوری و صدور حکم در مسائل مالی و دیگر منازعات شخصی و جرایم محلی، بودند. آنان در آیین‌های دینی معابد محلی شرکت می‌کردند و از برخی امتیازات اقتصادی، شامل سهمیه‌هایی منظم از درآمدهای معبد، بهره‌مند بودند.
هم‌چنین، بیگانگان و غیربومیان بسیاری در بابل عصر هخامنشی زندگی می‌کردند: مستعمره‌نشینان نظامی سلطنتی، پارسی‌ها و مأموران غیربومی در استخدام دولت (مانند: تحصیل‌داران مالیاتی، مترجمان، قاضیان سلطنتی، و…)، بازرگانان و مانند آن. این مردم، با وجود آزاد بودن، از حقوق مدنی در بابل برخوردار نبودند و اجازه‌ی داخل شدن به معابد بابلی را نداشتند؛ آنان نمی‌توانستند به عضویت در مجالس مردمی بابل درآیند، و صلاحیت مدنی مالکیت زمین را نیز نداشتند. با وجود این، هر بار که گروهی از غیربومیان به تعدادی بسنده برای تشکیل دادن جمعیت‌های جداگانه و مجزا، اسکان داده می‌شدند، می‌توانستند مجمعی مردمی را برای اداره‌ی امور خود، تشکیل دهند. برای نمونه، به موجب داده‌های سندی تاریخ‌گذاری شده در شهریاری کبوجیه (522-529 پ.م.)، مصری‌هایی که در بخش معینی از بابل اسکان داده شده بودند، "مجمعی از بزرگان مصری" داشتند که درباره‌ی زمین‌های متعلق به برخی مصریان حاضر در دستگاه سلطنتی، تصمیم می‌گرفت.
علاوه براین، از سده‌ی پنجم پ.م.، جوامع نیمه‌مستقل موجود در آسیای صغیر، مانند میلتوس و برخی دیگر از شهرهای یونان، به دولت‌های محلی دموکراتیک واگذار شده بودند. هم‌چنین در سده‌ی پنجم پ.م.، «یهودیه» به تدریج، به ایالتی تئوکراتیک دگرگون شده و پای‌تخت آن «اورشلیم»، شهر پرستشگاهی خودگردانی شده بود. شهرهای «فنیقیه»ای نیز از استقال بسیاری بهره‌مند بودند و سازمان‌های سیاسی سنتی‌شان را به واسطه‌ی مجالس عمومی مردان آزاد، حفظ کرده بودند؛ مجالسی که در برخی موارد حتا قادر به محدود کردن اقتدار شاهان محلی بودند.
همه‌ی منابع، اعم از ایرانی، ایلامی، یونانی و جز آن، درباره‌ی نظام شهروندی خودِ پارس خاموش‌اند. با وجود این، شاید بتوان فرض کرد که درباره‌ی امور مهم، در شوراهایی که به گونه‌ای ویژه تشکیل می‌گردیدند، تصمیم گرفته می‌شد. چنان که هردوت اشاره کرده است (I.125)، هنگامی که کورش کبیر (529-559 پ.م.) تصمیم به شورش علیه آستیاگ - پادشاه ماد - گرفت، مجمعی از پارسیان را برای اعلام تصمیم و نیت خویش، فراخواند (1).

(1) M. A. Dandamayev, "Citizenship I. In the Achaemenid period": Encyclopaedia Iranica, vol. 5, Costa Mesa, Calif., 1992, pp. 631-2