آذربایجان به روایت استرابو
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٧   کلمات کلیدی:

"استرابو" جغرافی نگار برجسته‌ی یونانی (سده‌ی یکم میلادی)، در بخشی از اثر ارزنده و پرمحتوای خود "جغرافیا" (کتاب 11، فصل 13 بند 3-1) گزارش بسیار سودمند و باارزشی را از تاریخچه و وضعیت سرزمین آذربایجان ارائه داده است که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید. مطالب داخل قلاب [] از من است:

1. ماد به دو بخش تقسیم گردیده است. بخشی از آن "ماد بزرگ" خوانده می‌‌شود، که پای‌تخت آن همدان است، شهری بزرگ و دربر دارنده‌ی اقامتگاه‌های شاهانه‌ی امپراتوری ماد (پارتی‌ها استفاده از این شهر را به عنوان اقامتگاهی شاهانه حتا تا امروز نیز ادامه داده‌اند، و شاهان پارتی دست کم تابستان خود را در این جا به سر می‌برند، چرا که ماد کشور سردی است؛ اما اقامتگاه زمستانی آنان شهر سلوکیه در کرانه‌ی دجله نزدیکی بابل است). بخش دیگر این سرزمین، "ماد آتورپاتکان" (به یونانی: Media Atropatene) است، که نام آن از نام فرمان‌ده‌اش، Atropates (ایرانی: آتورپات)، گرفته شده است، کسی که مانع شد این کشور، که بخشی از ماد بزرگ بود، فرمان‌بردار و مطیع مقدونیان گردد. وی پس از آن، خود را شاه اعلام کرد، و این کشور را در چارچوب یک دولت مستقل سازمان داد، و جانشینی و میراث‌بری فرزندان وی [در مقام پادشاهی آتورپاتکان] تا امروز بر جای است. جانشینان او با شاهان ارمنستان و سوریه، و بعدها، با شاهان پارتی عقد ازدواج بستند.
2. ماد آتورپاتکان در شرق ارمنستان و Matiane، غرب ماد بزرگ، و در شمال دو سرزمین پیش گفته واقع است. و در همسایگی ناحیه‌ای که گرداگرد فرورفتگی دریای گرگان را دربر می‌گیرد، و در مجاورت Matiane در غرب قرار دارد. آتورپاتکان کشور کوچکی نیست و چنان که Apollonides می‌گوید، با توجه به قدرت خود، می‌تواند نیرویی به فراوانی ده هزار سواره‌سپاه و چهل هزار پیاده‌سپاه را آماده و بسیج کند. آتورپاتکان بندرگاهی به نام Capauta دارد، که بر آب آن نمک شوره می‌بندد و سخت می‌شود. این نمک باعث خارش می‌شود و رنج‌آور است، اما این اثر را می‌توان با استفاده از روغن زیتون تسکین داد […] آتورپاتکانی‌ها همسایگان نیرومندی در میان ارمنیان و پارتی‌ها دارند، و غالباً از سوی آنان تاراج می‌شوند. اما مردم آتورپاتکان باز هم در برابر آنان پایداری می‌کنند و آن چه را که از ایشان ربوده شده است، دوباره به دست می‌آورند. چنان که، برای نمونه، آنان شهر Symbace را از ارمنیان، زمانی که اینان فرمان‌بردار و مطیع رومیان شدند، بازپس گرفتند؛ و خود آتورپاتکانی‌ها به دوستی با قیصر دست یافتند، اما آنان هم‌زمان به پارتی‌ها نیز اظهار بندگی می‌کنند.
3. کاخ شاهانه‌ی تابستانی پادشاهان آتورپاتکان در دشتی در Gazaca [نزدیکی میاندواب]، و کاخ زمستانی‌شان در دژی به نام Vera [= مراغه] واقع است که Antony در لشکرکشی خود علیه پارتی‌ها آن را محاصره کرده بود. این دژ از ارس دور است، رودی که مرز میان ارمنستان و آتورپاتکان را به وسعت دو هزار و چهارصد استادیا تشکیل می‌دهد، بنا به شرح Dellius، دوست آنتونی، که گزارشی درباره‌ی لشکرکشی آنتونی علیه پارتی‌ها نوشت، و در آن عملیات، وی همراه آنتونی و خود یک فرمان‌ده بود. همه‌ی نواحی کشور آتورپاتکان حاصل‌خیز است، به جز بخش شمالی آن که کوهستانی و ناهموار و سرد است، و اقامتگاه کوه‌نشینانی به نام کادوسی Cadusii، امردی Amardi، تپوری Tapuri، کورتی Cyrtii، و مردمان مشابه دیگر، که کوچنده و غارت‌گرند؛ و منابع زاگرس و Niphates این قبایل پراکنده را تأمین می‌کند. قبیله‌های کورتی در پارس و Mardi (چون امردی‌ها نیز این گونه خوانده می‌شوند) و قبایلی با همان نام در ارمنستان، همین خصلت و مشخصه را دارند.